موضوع مقاله: کودکان با نیازهای ویژه و اختلالات یادگیری

نام ونام خانوادگی آموزگار: طیبه بحرینی «آموزگار پایه ی پنجم»

آموزشگاه غیر انتفاعی سما چالوس - واحد ابتدایی پسران

زمستان 90

مقدمه

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی، قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است، هوش کم و بیش عادی دارند، به خوبی حرف می زنند و مانند سایر کودکان بازی می کنند، مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می کنند، در خانه نیز خود یاری های لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنها می سپارند، به خوبی انجام می دهند، و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند، لیکن زمانی که به مدرسه می روند و می خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می شوند، این کودکان به تدریج درمی یابند که سایر کودکان از نظر وضع درسی بهتر از آنها هستند و احساس حقارت را تجربه می کنند و کم کم بیزاری از درس و مدرسه در آنها به وجود می آید. والدین آنها که اغلب از دلایل ناتوانی یادگیری آنها بی خبر هستند، مشکل را بیشتر می کنند و با فشارهایی که به کودک وارد می آورند، دشواری را چند برابر می کنند (احدی، 1382). کودکان مبتلا به اختلال یادگیری، گروه نامتجانسی را شکل می دهند. یک وجه مشترک که در بین انها وجود دارد این است که همگی در یادگیری دروس مدرسه دچار مشکل می باشند. این کودکان که طبق تخمین های جهانی حدود هشت درصد از کودکان وغالبا پسران را تشکیل می دهند، معمولا پیش از ورود به مدرسه شناخته نمی شوند.یکی از کار هایی که کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در مورد خود انجام می دهند عبارت است از مقایسه خود با سایر همکلاسی ها و دستیابی به یک تشخیص در باره قابلیت های شخصی و تفاوت خود با دیگران، این ادراک های شخصی براساس نوع تقویتی  که از محیط اطراف دریافت می دارند، زمینه ساز موفقیت یا شکست دانش آموز است. موقعی که دانش آموز به ناتوانی خود اطمینان یابد، دیگر انرژی لازم برای انجام سایر وظایف محوله را ندارد و در برخورد با مشکلات دچار ضعف و فقدان پیگیری می شود. برخی از پژوهش ها حاکی از آن است که وقتی دانش آموز به ناتوانی خود باور داشته باشد توانایی های خویش را هم نادیده خواهد گرفت و به این دلیل ، به ضعف مسئولیت شخصی و بی کفایتی متهم خواهد شد. به هر حال آنچه که حایز اهمیت می باشند کمک به افرادی است که دچار این گونه ناتوانی های یادگیری می باشند و شناخت ویژگی ها و مشخصات آنان تا حد زیادی می تواند در کمک به ایشان مثمر ثمر واقع گردد.

تعریف اختلالات یادگیری

اگر چه تلاش فراوانی برای یافتن یک تعریف جامع در زمینه اختلالات یادگیری انجام گرفته است، هنوز تعریف کاملی که مورد قبول همگان باشد وجود ندارد. ادامه...


موضوع مقاله: کودکان با نیازهای ویژه و اختلالات یادگیری

نام ونام خانوادگی آموزگار: طیبه بحرینی «آموزگار پایه ی پنجم»

آموزشگاه غیر انتفاعی سما واحد ابتدایی پسران

زمستان 90

مقدمه : بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی، قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است، هوش کم و بیش عادی دارند، به خوبی حرف می زنند و مانند سایر کودکان بازی می کنند، مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می کنند، در خانه نیز خود یاری های لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنها می سپارند، به خوبی انجام می دهند، و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند، لیکن زمانی که به مدرسه می روند و می خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می شوند، این کودکان به تدریج درمی یابند که سایر کودکان از نظر وضع درسی بهتر از آنها هستند و احساس حقارت را تجربه می کنند و کم کم بیزاری از درس و مدرسه در آنها به وجود می آید. والدین آنها که اغلب از دلایل ناتوانی یادگیری آنها بی خبر هستند، مشکل را بیشتر می کنند و با فشارهایی که به کودک وارد می آورند، دشواری را چند برابر می کنند (احدی، 1382). کودکان مبتلا به اختلال یادگیری، گروه نامتجانسی را شکل می دهند. یک وجه مشترک که در بین انها وجود دارد این است که همگی در یادگیری دروس مدرسه دچار مشکل می باشند. این کودکان که طبق تخمین های جهانی حدود هشت درصد از کودکان وغالبا پسران را تشکیل می دهند، معمولا پیش از ورود به مدرسه شناخته نمی شوند.یکی از کار هایی که کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در مورد خود انجام می دهند عبارت است از مقایسه خود با سایر همکلاسی ها و دستیابی به یک تشخیص در باره قابلیت های شخصی و تفاوت خود با دیگران، این ادراک های شخصی براساس نوع تقویتی  که از محیط اطراف دریافت می دارند، زمینه ساز موفقیت یا شکست دانش آموز است. موقعی که دانش آموز به ناتوانی خود اطمینان یابد، دیگر انرژی لازم برای انجام سایر وظایف محوله را ندارد و در برخورد با مشکلات دچار ضعف و فقدان پیگیری می شود. برخی از پژوهش ها حاکی از آن است که وقتی دانش آموز به ناتوانی خود باور داشته باشد توانایی های خویش را هم نادیده خواهد گرفت و به این دلیل ، به ضعف مسئولیت شخصی و بی کفایتی متهم خواهد شد. به هر حال آنچه که حایز اهمیت می باشند کمک به افرادی است که دچار این گونه ناتوانی های یادگیری می باشند و شناخت ویژگی ها و مشخصات آنان تا حد زیادی می تواند در کمک به ایشان مثمر ثمر واقع گردد.

تعریف اختلالات یادگیری

اگر چه تلاش فراوانی برای یافتن یک تعریف جامع در زمینه اختلالات یادگیری انجام گرفته است، هنوز تعریف کاملی که مورد قبول همگان باشد وجود ندارد. اصطلاح نارسایی در یادگیری به وسیله روان شناسان و متخصصین تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار می گیرد در حالی که متخصصان پزشکی اختلال یادگیری را ترجیح می دهند. مطابق تعریف انجمن روان پزشکان آمریکا (1994) اختلال زمانی روی می دهد که پیشرفت درسی فرد بر اساس آزمون های استاندارد فردی در خواندن، حساب کردن، نوشتن یا بیان به طور چشمگیری پایین تر از سطح مورد انتظار سنی، درسی، و یا هوشی باشد. با توجه به اینکه در این مقاله، مشکلات آموزشی این دسته از دانش آموزان مورد بررسی قرار می گیرد، به تعریف آموزشی این اختلال اشاره می شود. اعلامیه تعلیم و تربیت انگلستان (1981) اصطلاح مشکلات یادگیری را که معمولاً در انگلستان به اصطلاحات دیگر ترجیح داده می شود به این صورت تعریف می کند: شرایطی که در آن کودک اشکال چشمگیری در یادگیری نسبت به اکثریت کودکان همسن خود داشته باشد یا آن نوع ناتوانی که کودک را از تسهیلات آموزشی که برای کودکان همسن او در حوزه محلی فراهم شده است باز دارد یا برای آن مانع ایجاد نماید(لیال و همکاران، 1995؛به نقل از امیدوار،1384). اداره تعلیم و تربیت ایالات متحده (1997) نارسایی ویژه در یادگیری را بدین صورت تعریف می کند: نارسایی ویژه در یادگیری به معنی نارسایی در یک یا چند فرایند روانشناختی در زمینه فهمیدن و به کار بردن زبان اعم از کلامی یا نوشتاری است که به صورت نارسایی در زمینه گوش کردن، فکر کردن، صحبت کردن،هجی کردن یا خواندن، نوشتن و حساب کردن بروز می کند. این اصطلاح شامل شرایطی از قبیل نقیصه های ادراکی، آسیب مغزی، عملکرد ناقص مغز، نارساخوانی و آفازی رشدی می باشد. این اصطلاح کودکانی که مشکلات یادگیری آنها در نتیجه نقیصه های بینایی، شنوایی یا حرکتی، عقب ماندگی ذهنی، اختلالات عاطفی و عقب ماندگی های محیطی، فرهنگی و اقتصادی است را در بر نمی گیرد.

ویژگی های کودکان دارای اختلالات یادگیری

1-اختلالات حرکتی

کودکان با نارسایی ویژه در یادگیری، الگو های حرکتی متمایزی از کودکان دیگر دارند که مهمترین آنها شامل موارد زیر می شود: الف- بیش فعالی: بیش فعالی یکی از فراوان ترین اختلالات حرکتی گزارش شده کودکان با نارسایی ویژه در یادگیری است. این کودکان در سنین پایین همیشه در حال حرکت و جنبیدن هستند در هیچ جایی آرام و قرار ندارند و رفتاری غیر قابل پیش بینی از خود نشان می دهند. کودکان سنین پایین تر رفتارهایی همچون صحبت کردن زیاد و دعوای بین خواهر و برادر ها، دوستان و همکلاسی ها دارند و در دوره نوجوانی گرچه فعالیت بیش از اندازه ممکن است وجود نداشته باشد؛ اما نشانه های دیگری مانند مشکلات رفتاری، عزت نفس پایین، بی توجهی، و یا حتی افسردگی بروز نماید. (فریک و لاهی،1991). ب- کم فعالی: برخلاف کودکان بیش فعال بعضی از کودکان با نارسایی ویژه در یادگیری وجود دارند که به طور غیرطبیعی فعالیت حرکتی محدودی داشته و بیش از اندازه آرام و بی حال هستند. ج- ناهماهنگی: این کودکان در فعالیت هایی که نیاز به هماهنگی کاملی دارد همچون دویدن، پریدن، جست و خیز کردن و مانند آن مشکل دارند، نوع راه رفتن آنها معمولاً خشک، نا آزموده و بیروح است و در فعالیت های مربوط به حرکات ظریف مانند نوشتن و نقاشی کردن نیز دارای ضعف هستند (امیدوار، 1384). د- تکرار: تکرار خود به خودی و غیر عادی رفتار که ممکن است تقریباً در تمام رفتارهای بیانی مانند صحبت کردن، نوشتن، خواندن، ترسیم کردن، و اشاره کردن وجود داشته باشد. این حالت در صحبت کردن شامل داشتن اشکال در رفتن از یک کلمه به کلمه دیگر و در نوشتن تکرار یک حرف یا غلط نوشتن یک کلمه و تکرار مکرر آن است.

2- اختلالات اجتماعی– عاطفی

کودکان با نارسایی ویژه در یادگیری انواع متفاوتی از اشکالات اجتماعی و عاطفی همچون خود پنداره پایین، تحمل کم نسبت به ناکامی، اضطراب، کناره گیری اجتماعی، طرد اجتماعی، اجتناب کردن از کار یا کند بودن در آن از خود نشان می دهند. این کودکان معمولاً در کار کردن و بازی کردن با کودکان دیگر از خود ناتوانی نشان می دهند و بیشتر اوقات در اثر ناکامی های ناشی از آن، رفتارهای مداخله گری دارند.

3- اختلالات ادراکی

اختلالات ادراکی یعنی ناتوانی در شناسایی، تمیز، و تعبیر و تفسیر کردن احساس است که می باید از اشکالات مربوط به حواس فرق گذاشته شود. اختلالاتی همچون عدم ایجاد اشکال هندسی، تشخیص متن و زمینه، حروف وارونه و واژگون و مانند آن نشانه اختلال در ادراک بینایی، عدم تشخیص تن صدا و فرق نگذاشتن بین صداهای گوناگون نشانه اختلال در ادراک شنوایی، ناتوانی در شناخت اشیاء معمولی از طریق لمس کردن نشانه اختلال در ادراک لمسی و اشکال در هماهنگی، جهت یابی و تعادل نشانه اختلال در ادراک تعادل است. اما اختلال در ادراک بویایی و چشایی به نظر می رسد کمتر با نارسایی ویژه در یادگیری بستگی داشته باشد.

4-اختلالات نمادسازی

نمادسازی یکی از پیشرفته ترین توانایی های ذهنی است که در آن مغز ادراکات، حافظه و حالت های وابسته به آنها را برای بدست آوردن مهارت های اساسی یادگیری به صورت یکپارچه در می آورد و از آنها یک زنجیره فکری یا فرآیند می سازد. الف- دریافتی شنیداری: شکل ضعف در فهمیدن نمادسازی زبانی، تقاضای بیش از اندازه برای تکرار و گیج شدن در اجرای دستورات. ب- دریافتی دیداری: عدم تشخیص دیداری کلمات یا حروف و شکل ها و خواندن با درک و فهم کمتر. ج- بیانی کلامی: نارسایی در تنظیم افکار برای صحبت کردن. د- بیانی حرکتی: نارسایی در تنظیم افکار برای صحبت کردن و ارتباطات غیرکلامی مانند حالت قیافه، حذف کلمات و اشکالات هجی کردن.

5- اختلالات توجه

برای موفق شدن در یادگیری کودک باید توانایی توجه کردن به یک موضوع معین و به همین ترتیب در موقعیت مناسب جدا کردن توجه از یک موضوع و پرداختن به یک موضوع معین دیگر را داشته باشد(پوتوس و کرک، 2004؛ به نقل از امیدوار، 1384). الف) عدم توجه: توانایی جدا کردن یک محرک معین از میان محرک های محیطی گوناگون را ندارند. ب- توجه بیش از اندازه: توجه ویژه در یادگیری جزئیاتی که در واقع چندان هم مهم نیستند و بازماندن از موضوعات اساسی دیگر.

6- اختلالات حافظه

اختلالات حافظه شامل اشکال در جذب، ذخیره سازی و باز شناسی اطلاعات در ارتباط با بینایی، شنوایی یا فرآیندهای دیگر یادگیری است. در این زمینه ناتوانی در به تصور در آوردن حروف، کلمات و یا ارقام نشانه اشکال در حافظه دیداری و ناتوانی در به وجود آوردن مجموعه یا ترتیب حروف، کلمات یا ارقام نشانه اشکال در حافظه شنیداری است. علاوه برحافظه غیرکلامی(شین و همکاران، 2003) دررابطه با حافظه کوتاه مدت و دراز مدت نیز اشکالاتی دارند که شامل ضعف در حافظه، دامنه لغت ضعیف و اشکال در درک جملات می شود (میلن، 1999 ؛ به نقل از امیدوار، 1384).

7-اختلالات زبانی

اختلالات زبانی و گفتاری یکی دیگر از ویژگی های کودکان با نارسایی در یادگیری است که در حوزه هایی همچون بیان شفاهی و درک مطلب شنیداری و مانند آن خود را نشان می دهد و از اشکالات گفتاری مانند اشکالات تلفظی، اشکالات صدایی مانند صدای گرفته و اشکال در روان بودن گفتار مانند لکنت زبان فرق گذاشته می شود. در این زمینه کسانی که نارسایی در زبان و گفتار به طور همزمان دارند احتمال بیشتری برای نارسایی در خواندن ایجاد می شود (اسکیوئل، 2004). تأخیر در زبان یکی از مشکلات رایج این کودکان است و معمولاً در سنینی که کودکان به طور معمول صحبت می کنند، ممکن است اصلاً صحبت نکنند یا از زبان محدودی استفاده نمایند. لازم به ذکر است که معمولاً صحبت نکردن در سن 4 سالگی به عنوان تأخیر در زبان در نظر گرفته می شود( به نقل از امیدوار، 1384).

1-  عوامل محیطی: محیط های متفاوتی که کودک با آنها سروکار دارد هر کدام به نوعی در چگونگی یادگیری و بر روی تمایل و انگیزه او برای یادگیری تأثیر می گذارند. محیط ها شامل این موارد می شود: محیط خانه، محیط مدرسه، محیط اجتماعی، محیط فرهنگی، محیط فیزیکی.

2-  عوامل عاطفی: به اعتقاد بعضی نارسایی های یادگیری در اثر اشکالات عاطفی به وجود می آیند و بنابراین باید از طریق روش های روان شناختی اعتماد به نفس لازم را در کودکان ایجاد کرد، خود پنداره آنان را افزایش داد و علایق آنان را کشف نمود تا نارسایی های یادگیری ناشی از آنها نیز درمان شود. بعضی دیگر معتقد هستند مشکلات عاطفی در اثر نارسایی های یادگیری به وجود می آیند و بنابراین باید با به کارگرفتن روش آموزش مستقیم سعی در از بین بردن نارسایی یادگیری کرد تا عوامل عاطفی نیز به تدریج ضعیف شده از بین بروند.

3- عوامل فیزیکی: بعضی از عوامل فیزیکی نیز به گونه ای با نارسایی های یادگیری ارتباط پیدا می کنند و بدین جهت باید اطمینان حاصل شود وجود نارسایی در اثر بودن عوامل زیر نباشد: الف– اختلالات شنوایی، ب- اختلالات بینایی، ج- آسیب مغزی، د- چیرگی مغزی، ه- تفاوت های جنسی.

4-عوامل هوشی: هوش یکی از شاخص هایی است که می تواند تعیین کند آیا کودک توانایی آن را دارد که بهتر از آنچه که فعلاً است، به یادگیری مهارت ها برسد یا نه؛ بنابراین می تواند نقش مهمی در یادگیری و نارسایی های مربوط به آن داشته باشد. منتهی باید توجه داشت که کودکان با نارسایی ویژه در یادگیری در حوزه های متفاوت هوشی توانایی های مختلفی را نشان می دهند.

5-عوامل ژنتیکی: فراوانی نارسایی های ویژه در یادگیری در بعضی از خانواده ها این باور را ایجاد می کند که نارسایی های یادگیری اساس ژنتیکی دارد گرچه هنوز ارتباط مستقیمی در این زمینه پیدا نشده است (دمونت و همکاران، 2004) دوفرایز و همکاران (1982) در مطالعه 250 نفر از 1044 خانواده به این نتیجه رسیدند که نارساخوانی مبنای ژنتیکی دارد. ویجزمن و همکاران (2000) و میستر و همکاران (2001) نیز در تحقیق خود حدود 42 درصد تاریخچه خانوادگی را ذکر می کنند.همچنین میزان بالای نارسایی های یادگیری در پسرها می تواند این توجیه را به دنبال داشته باشد که نارسایی به نوعی در ارتباط با کروموزوم های جنسی است (مویر، 2000).

مراحل ارزیابی و تشخیص مشکلات یادگیری: والدین و معلمین اولین کسانی هستند که متوجه اختلالات یادگیری در کودکان می شوند. عمده ترین شیوه های شناسایی و تشخیص این گونه مشکلات، روش های مشاهده، مصاحبه و آزمون های روانی است. روش مشاهده: مشاهده کودک در موقعیت ها و مکان های مختلف، اطلاعات زیادی را درباره او فراهم می آورد که روش های دیگر قادر به تأمین آن نیست. مثلاً از مشاهده غیر مستقیم کودک در کلاس درس می توان میزان تمرکز و توجه او را به سخنان معلم و... به دست آورد. روش مصاحبه: مصاحبه با کسانی که نسبت به کودک شناخت کافی دارند مانند والدین و مربیان می تواند در زمینه تشخیص مسائل کودک مؤثر باشد. روش استفاده از آزمون های روانی: یکی از راه های مهم در تشخیص کودکان مبتلا استفاده از آزمونهای روانی است. آزمون هایی مثل آزمون سنجش هوش وکسلر، آزمون دیداری حرکتی بندر، آزمون ادراکی بینایی فراستیگ، آزمون شنوایی وپمن، آزمون رشد حرکتی لینکلن- اوزرتسکی، آزمون برتری طرفی و.... 

مداخله و درمان اختلال های یادگیری ویژه

 برنامه های اصلاحی که برای کمک به کودکان مبتلا به مشکلات یادگیری تهیه می شوند باید مبتنی بر مؤلفه هایی نظیر توانایی کودک، منابع بالقوه درون خانواده، مدرسه و شبکه های تخصصی باشند. این برنامه ها باید بسیار ساختارمند باشند و مواد باید به شکل متوالی و پیوسته ارائه شوند. در درمان اختلالات یادگیری از چهار روش استفاده می شود :

1- آموزش مهارتی: در این روش تلاش می شود مهارتی به دانش آموز آموخته شود. این مهارت در اجزای ساده و گام به گام آموزش داده می شود.

2- آموزش فرایندی: در این روش درمانی بر ناتوانی خاصی که در فرد وجود دارد، تمرکز می کنند و با برنامه هایی که طرح ریزی می شود، تلاش می کنند تا بدکارکردی موجود را برطرف کنند. به عنوان مثال اگر مشکل در توجه وجود دارد تلاش می شود تا مهارت توجه کردن در او افزایش یابد.همانطور که قبلاً در معرفی مراکز اختلالات یادگیری اشاره شد در این مراکز بیشتر از این روش (آموزش های فرایندی) جهت درمان اختلالات یادگیری استفاده می شود. وجود اختلال در هر یک از موارد الف)دقت، حافظه، تمیز، تشخیص و ادراک دیداری ب) دقت، حافظه، تمیز، تشخیص و ادراک شنیداری ج) دقت–توجه و تمرکز. د) هماهنگی بین چشم و دست ه)غلبه طرفینی، باعث ایجاد مشکلاتی در خواندن، نوشتن، املا و ریاضی خواهد شد که ما در مراکز اختلالات یادگیری میکوشیم با تشخیص صحیح درصورت نیاز با در نظرگرفتن برنامه های آموزشی انفرادی خاص، با رفع مشکلات دانش آموز در موارد یادشده، ریشه های بروز مشکل را رفع نموده و زمینه ساز ایجاد و بروز توانایی لازم در فراگیر، جهت کسب آموزش های عادی کلاسی باشیم.

3- آموزش مهارتی– فرایندی: این روش ترکیبی از دو روش قبلی است.

4- روش های شناختی–رفتاری: درمواردی که ناتوانی یادگیری خفیف یا متوسط است، ازاین روش استفاده می کنند. دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری از یکطرف دارای توانایی های برجسته در زمینه هایی و از طرف دیگر واجد ضعف واختلال در زمینه های دیگر می باشند، به همین علت به شکل های متفاوت و حتی متضاد رفتار می کنند. لذا مداخله های شناختی–رفتاری برای تغییر تفکر واحساسات و رفتارهای آنها می توانند مؤثر باشد.   

در این رویکرد سعی می شود اینگونه دانش آموزان را متقاعد سازند درعین اینکه در برخی حوزه ها با استعداد هستند، اما در زمینه های دیگر به عنوان مثال هجی کردن و سازمان دادن ادراکی دارای اختلال می باشند. برای رسیدن به این هدف، گفتگوی درونی مثبت باید جایگزین گفتگوی منفی گردد و تجلیات منطقی و رفتاری عاطفی مثبت آنان مورد تقویت قرار گیرد. شایان ذکر است از راهبردهای دیگر این رویکرد نظیر فنون کاهش استرس همچون آموزش آرامش عضلانی و تصویر سازی ذهنی در مشاوره فردی اینگونه دانش آموزان استفاده می گردد (محمدیان و همکاران، 1387).

کودکان پرتنش و کودکانی که فشار خون بالایی دارند از اختلال یادگیری بیشتری رنج می‌برند. کودکان پرتنش به‌دلیل نداشتن تمرکز کافی معمولاً دچار اختلال در یادگیری هستند و آنها به خصوص در درس‌های تئوری و مفهومی مشکل بیشتری دارند. این کودکان به‌دلیل مشکلات در عملکرد شناختی‌شان معمولاً نمرات درسی پائینی داشته و در کلاس درس نکات آموزشی را کمتر فرامی‌گیرند. بنابراین توصیه اصلی بر این است که والدین قبل از کاربرد مهارت‌های آموزشی و یادگیری برای درمان اختلال یادگیری او بهتر است، ابتدا از میزان فشار خون فرزند خود اطمینان حاصل کرده و در صورت مبتلا بودن کودک به بیماری بیش‌فعالی ابتدا راهکارهای درمانی به‌کار گرفته شود و بعد برای اختلال یادگیری او دنبال راه‌حل باشند.

نتیجه :

دانش ما درباره ویژگی های این کودکان، شناسایی توانایی ها و محدودیت های هر کودک و تدارک برنامه های آموزشی خاص برای تامین نیازهای آنان می تواند در رشد همه جانبه ذهنی آن ها تاثیر بسزایی داشته باشد. یکی از موثرترین این روش ها، قصه گویی و خواندن کتاب برای این کودکان و تشویق غیرمستقیم آن ها به نزدیکی با کتاب است که می تواند تا حد زیادی عقب ماندگی های آموزشی آن ها را، از لحاظ فردی و اجتماعی جبران کند و آن ها را به سطح رشد اجتماعی، شناختی و عاطفی سایر همسالان خود نزدیک کند. شناخت ویژگی های این کودکان و انتخاب کتاب متناسب با ویژگی های آن ها کمک می کند که این کودکان هم مانند همنوعان خود از کتاب، قصه، شعر و بازی لذت ببرند و از هرکدام دریافت های حسی، عاطفی و آموزشی ویژه خود داشته باشند. خواندن کتاب های داستان، لالایی و شعر برای کودکان با نیازهای ویژه در هر سنی، کمک می کند تا پا به پای همسالان خود بیاموزند و متحول شوند.

کودکان توانایی های متفاوتی از هم دارند، هریک در موضوع و مهارتی تواناترند و بهتر می آموزند، اما هیچ کودکی بدون توانایی نیست. بسیاری از این کودکان توانایی های شگفت آوری در آموختن دارند. خواندن، یکی از مهارت های پایه ای آموزش برای کودکان است. به کودکان کمک شود تا تجربه های مثبت و لذت بخشی از خواندن به دست آورند. درمورد پسرها بیشتر به مشکلات رفتاری آن ها و در مورد دخترها، گوشه گیری و عقب نشینی ها توجه شود. شیوه ای که برای برطرف کردن مشکل کودک استفاده می شود، باید اثرگذار و تدریجی باشد. برای حل مشکلات از همان شیوه هایی استفاده گردد که برای بچه های معمولی به کار برده می شود. کودکان برای آموختن خواندن و نوشتن به پایه های آموزشی استواری نیاز دارند. برای هر دانش آموز روش آموزشی ویژه ای در نظر گرفته شود که همسان با نیازهای دانش آموز باشد. مسولان مدرسه می بایست کودکان دارای مشکل و ناتوانی در خواندن را شناسایی کنند و با خانواده هایی که فرزندانی این چنینی دارند، همکاری نمایند تا به کودک در به دست آوردن مهارت خواندن کمک شود.

منابع و ماخذ :

آموزش وپروش، (بی تا)، اختلالات در یادگیری. چالوس، آموزش و پرورش چالوس.

باباپور، جلیل و صبحی قراملکی، ناصر، (1380)، اختلالات یادگیری رویکرد تشخیصی و درمانی. تهران، انتشارات سیمین.   

داکرل، جولی و مکشین، جان، (1376)، رویکرد شناختی به مشکلات یادگیری کودکان، ترجمه عبدالجواد احمدی و محودرضا اسدی. تهران، انتشارات رشد.

زارع مقدم، علی اکبر، (بی تا)، اختلالات یادگیری و انواع و مداخلات درمانی. 

سیف نراقی، مریم و نادری، عزت الله، (1379)، نارسائی های ویژه در یادگیری و چگونگی تشخیص و روش های بازپروری. تهران، انتشارات مکیال.

کریمی، یوسف، (1380)، اختلالات یادگیری. تهران، نشر ساوالان.

مکنامارا، باری م، (1385)، کلیدهای برخورد با ناتوانی در یادگیری، ترجمه ترانه بهبهانی. تهران، انتشارات صابرین.

نادری، عزت الله و سیف نراقی، مریم، (1379)، اختلالات یادگیری. تهران، انتشارات امیرکبیر.